حاج محمود کریمی
(پخش مداحی در ادامه مطلب)
|
ص۱ بی کَس و بی یار و یاور، در دل صحرا کاروانی بی پناه و ، یک زن تنها گرچه از پا در نیاورد زخم شمشیرم روی خاک غم نوشتم بی تو میمیرم به خدا با دست بسته ام به زمین هر جا نشسته ام نذر کردم عشق من حسین به سر انگشت خسته ام ******* وقتی نامت می آمد ، بر لب من لبهای تو می گفت ، زینب من مانده ام تنها سالار ، مضطر من بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من تر شد از خون ترت جام قنوت من این چنین بشکسته شد مهر سکوت من زینب تنها و درد و بزم نامردان آن لبان و خیزران و آیه قرآن گرچه بودم در کنار تو دل تنگم بی قرار تو شیشه قلب مرا شکست دل ِ تنگ نیزه دار تو هر کجایی نام تو، مشق زینب می نویسم روی قبرم ،عشق زینب |
ص۲ مانده ام تنها سالار، مضطر من بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من میشود سر درونم از رخم خوانده یادگارت بین خاک شام جا مانده با نفسهایش تو را یکدم صدا میزد پیش چشم تر من دست و پا میزد عفت چشمان بسته اش به روی پای شکسته اش ز رخت خونابه پاک کرد به دو دست پیر و خسته اش چه گذشته در ویرانه بر دل من چشم نیمه باز او قاتل من مانده ام تنها سالار، مضطر من بعد تو شد خاک عالم ، بر سر من ***** هر زمانی که می آمد ، ناله ی مادر روی نیزه بغض میکرد ، ساقی لشکر حاجت مرهم ندارد ، زخمی احساس درد بی درمان زینب ، دوری عباس شـَفـَق مَـه روی نیزه شد ز کدامین سو، به نیزه شد؟ نه ز جای خنجر عدو سرش از پهلو به نیزه شد... |
منبع مطلب آخر:www.salehin.com
سفارش به یك دوبیتی راجع به حضرت ابوالفضل (علیهالسلام)
جناب آقای حسنی تعریف كردند:
روزی همراه بعضی از دوستان جهت زیارت آقای مجتهدی به قزوین رفتیم، محل سكونت ایشان منزل آقای حاج فتحعلی بود.
بعد از اینكه لحظاتی را در خدمتشان سپری كردیم، خطاب به جناب حاج فتحعلی فرمودند:
كاغذ و قلمی تهیه كنید تا یك دو بیتی درباره حضرت ابوالفضل (علیهالسلام) بگویم
حاج علی آقا یك برگ كاغذ و قلمی به ایشان دادند.
پشت كاغذ مقدار اندكی خط خوردگی داشت، هنگامی كه آقا آنرا گرفته و مشاهده نمودند فرمودند:
اسم حضرت را بر روی كاغذ قلم خورده نمینویسند.
این بیان و اظهار ایشان نشانگر نهایت ادب و احترام نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بود.
به هر حال حاج علی آقا فوراً كاغذی كاملاً تمیز مهیا نمودند، آنگاه آقای شیخ جعفر مجتهدی گفتند:
حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) میفرمایند: هر كس با این دو بیت شعر متوسل به عمویم قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس (علیهالسلام) بشود حتما حاجتش برآورده خواهد شد،
و سپس شروع به خواندن بیت اول كردند و در فاصله بین بیت اول و دوم حدود نیم ساعت با شدت تمام میگریستند، آنگاه بیت دوم را خواندند و باز حدود نیم ساعت شدیداً گریه كردند، آنگاه دو بیتی را روی كاغذ نوشتیم كه عبارت بود از:
|
|
طبقه بندی: ادبی، آهنگ،
تبلیغات 


